خرید بک لینک
خاطرات حمیده چرا گرفته دلت .... همین الان تو همین لحظه یه دل گرفتگی شدید دارم رها و همسری خوابیدن منم و صدای تیک تاک ساعت و یه دل گرفته چقدر الکی خودمو اذیت میکنم برای همه چیاصن من زاده شدم برای دیگران نه برای خودمهمیشه مراقبم چیزی نگم کسی بدش بیا یا مثلا اون حرفو گفتم نکنه فلانی ناراحت شده نکنه فلان شده نکنه بیسار شده البته درجه ی الانم خیییییلی بهتر و بالاتر از قبلا شده حالا کمی بدون فکر و درجا جواب میدم ولی بازم خود خوری همیشه خود خوری چرا کسی برای من وقت نداره چرا کسی گادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا کاشانی تاريخ: پنجشنبه 26 شهريور 1405 ساعت: 22:15

یه زمانی وبلاگ اوج مجازی بودن بود و ارتباطات و....
حالا با وجود تلگرام و صد البته اینستاگرام دیگه وبلاگ داره منسوخ میشه
ولی اون زمان روزمرگی ها چه بی غل و غش بود 
الان ماشاالله چه رنگی پنگی

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم بهمن ۱۳۹۸ ساعت 11:11 توسط حمیده  | 

برچسب: نویسنده: سارا کاشانی تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 1:21

عاشقی نکردن تو اردیبهشت مثل از دست دادن قشنگترین سکانس یه فیلمه، از دستش ندیم
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۷ ساعت 8:39 توسط حمیده |

برچسب: نویسنده: سارا کاشانی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 15:56

امروز 24 اردیبهشت 1397
من پا گذاشتم تو بیست و پنج سالگی
یه همچی روزی متولد شده بودم
تولدم مبارک
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۷ ساعت 11:29 توسط حمیده |

برچسب: نویسنده: سارا کاشانی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 15:56

انقد این چند روزه بالا اوردم که اصن الکی سر هر چی و هرکی فکر میکنم باید بالا بیارم
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد ۱۳۹۷ ساعت 8:51 توسط حمیده |

برچسب: نویسنده: سارا کاشانی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 15:56

اصلا کلا یادم رفته بود از وبلاگم از روزای خوب و بدی که باهاش داشتم از خاطراتم از همه و همه اش یهویی الان این موقع شب یادم افتاد یه زمان وبلاگ داشتم و چه با شوق و اشتیاق روزمرگی هامو توش مینوشتم الان که دارم مینویسم 26سالمه و صاحب یه دختر 7ماهه ام ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا کاشانی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 15:56

همین الان تو همین لحظه یه دل گرفتگی شدید دارم رها و همسری خوابیدن منم و صدای تیک تاک ساعت و یه دل گرفته چقدر الکی خودمو اذیت میکنم برای همه چی اصن من زاده شدم برای دیگران نه برای خودم همیشه مراقبم چیزی نگم کسی بدش بیا یا مثلا اون حرفو گفتم نکنه فادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا کاشانی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 15:56

دلیل حس این لحظم خیلی چیزا میتونه باشه1. اینکه تلاش کنی ولی اون چیزی که میخوای نشه2. تلاش کنی و با اونایی که تلاش نکردن یکی باشی3. امید دادن به خودم مث همیشه4. میدونم خدا جای حق نشسته ولی بد به دل راه میدم5. دیدن عکس قدیمی خاطره انگیز6. کارای نکرده و فرصت های نداشتهبگذریمامیدوارم شرایط کرمانشاه رو به بهبود باشهواقعا سخته تو این سوز و سرمااصن یه دقیقه نشستم و فکر کردم من جای اونام بازم غمای الانم غم میشد دربرابر غم اونا؟؟؟؟؟؟؟؟؟داغدار باشی آواره هم باشه خدا صبر بده ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا کاشانی تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 18:15

باید به خودت برسی که دوستت داشته باشند....

مثلا محدود افرادی اند که حاضر باشند با موهای ژولیده و صورت نشسته در آغوشت بگیرند...

نوازشت کنند...تو را ببوسند و حس کنی آن لحظه آرامند....

محدودند آنهایی که میبیند خنده به صورتت نمی آید ولی تورا میخندانند...

محدودند آن کسانی که میدانند زیباتر از تو وجود دارد ولی نه به زیبایی تو....

محدودند افرادی که واقعا دوستت بدارند.

برچسب: میخواهم, نویسنده: سارا کاشانی تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 0:36

سلام به خودم که خیلی وقته نبودم و سلام به کسایی که احتمالا شاید اتفاقی از اینجا گذر کنننوشتن خیلی فرصت خوبیه برای اینکه بفهمی کجا بودی....کجا رسیدی و کجا میخوای برینوشتن به نظرم یه نوع ارزش گذاشتن برا خودمون محسوب میشه اینکه من یک دقیقه زمان بزادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا کاشانی تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 0:36

صفحه بندی